تبلیغات
☺♠♠ کـــــــــــتـــــــــیــــــــــبـــــــــه دلـــــــــ ♠♠☺ - زندگی نامه
 
☺♠♠ کـــــــــــتـــــــــیــــــــــبـــــــــه دلـــــــــ ♠♠☺
حالا اشک هایم شبیه تو شده اند!!! دلتنگ که میشوم نمی آیند....
درباره وبلاگ


نام: گمنام
شهرت: آواره
شغل: عاشق
نام پدر: پریشان
نام مادر: گریان
نام خواهر: نگران
نام برادر: انتظار
نام دوست: بی خیال
نام مونس: درد
محله: دیار فراموش شدگان
مکتب: عاشقان
جرم: به دنیا آمدن
حکم صادره: محکوم به زندگی
نشانی: شهر صفا،
برزگراه وفا،
میدان محبت،
چهارراه آشنائی،
خیابان سرگردانی،
کوچه عشق،
پلاک بیکران،
منزل چشم انتظار........

--------------------------------------------------------------------------------------------------

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با ویبه دور از جدی بودن باشیم آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مدیر وبلاگ : reza bestboy
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 28 آبان 1393 :: نویسنده : reza bestboy
سلام دوستان خوبم.

در این مطلب میخوام یه داستان زندگی خودمو بگم.

اینکه بگم نه شکست عشقی خوردم نه چیزی دیگه مطالب من به این دلیل ناراحت 

کننده اس که قرار بود برم سر یه کار ولی هنوز جور نشده و همین امر باعث شد که یه 

ضربه روحی شدید بخورم و مدتی در خودم باشم.البته الان بصورت جدی پیگیرشم و

به امید خدا که درست میشه اما زمان میبره.

درباره مجرد یا متاهل بودنمم بگم که من در حال حاضر مجردم ولی یکی رو دوس دارم 

که هفته ایی یه بار میبینمش و همین امر باعث میشه خوشحال بشم.

البته بگم که هنوز به فرد مورد نظر نگفتم که دوسش دارم ولی به اصل  

کاری(مامانم)گفتم و به این خاطر که از پدرم میترسم هنوز بهش نگفتم.

و میخام زمانی به طرف بگم که کارم درست شده باشه به امید خدا درست میشه و به 

زندگیمم میرسم و زندگیم از این حال و روز پریشون خارج میشه.

این بود یکی از داستانهای زندگی من...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 آذر 1393 01:11 ب.ظ
تو جای داداش منی...بیا ب خودم بگو واست راست و ریسش میکنم...
reza bestboyممنون.
حالا که اینقدر بفکر منی.بیا تا حضورا بهت بگم برو برام راست و ریستش کن.
سه شنبه 11 آذر 1393 12:27 ب.ظ
ازکجامیدونی دختره دوست داره باخیال راحت نشستی دخترااگه یکی روخیلی هم دوس داشته باشن ولی بهشون نگه یه وقت واسش میگیرن اگه نیومد سوژجدید ذخیره دارن ازکجامیدونی دختره دوست داره باخیال راحت نشستی دخترااگه یکی روخیلی هم دوس داشته باشن ولی بهشون نگه یه وقت واسش میگیرن اگه نیومد سوژجدید ذخیره دارن ازکجامیدونی دختره دوست داره باخیال راحت نشستی دخترااگه یکی روخیلی هم دوس داشته باشن ولی بهشون نگه یه وقت واسش میگیرن اگه نیومد سوژجدید ذخیره دارن ازکجامیدونی دختره دوست داره باخیال راحت نشستی دخترااگه یکی روخیلی هم دوس داشته باشن ولی بهشون نگه یه وقت واسش میگیرن اگه نیومد سوژجدید ذخیره دارن
reza bestboyیه بار مینوشتی کافی بود.
من هنوز باش نحرفیدم.منتظرم صفر تموم شه برم باهاش بحرفم.
اگه که پسندید که مراسم و...
ولی میدونم که خوشش میاد.
سه شنبه 11 آذر 1393 12:17 ب.ظ
جوری میگی عمرا انگار همکلاسیات واست مردن هرکی که هس بدبخته جوری میگی عمرا انگار همکلاسیات واست مردن هرکی که هس بدبخته
reza bestboy
من نگفتم مردن برام.
ولی خب تا کسیو نشناسی نباید عاشقش بشی.من اینو که دوسش دارم میشناسمش.
دوشنبه 10 آذر 1393 06:56 ب.ظ
خب بگیدهمکلاسیه یافامیل
reza bestboyهمکلاسو که عمرا.
فامیل هم نیست.
پس هیچکدومش نیست.
آشنا میباشد.
یکشنبه 9 آذر 1393 12:39 ق.ظ
ان شالا هم کارتون درست میشه هم به کسی که میخایین برسید^_^
reza bestboyممنون که اومدین.
ایشالا.
روژ خیره ارا خوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.